ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
56
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ابن ابىّ آنان را پيام داد : از سرزمين خويش بيرون مشويد و در حصنهاى خود مقيم باشيد ، زيرا از قوم من و اعراب ديگر دو هزار تن به پشتيبانى شما به حصنهايتان مىآيند و تا آخرين نفر كشته مىشوند ، وانگهى ، يهود قريظة و همپيمانان غطفانى شما نيز هستند و همگى شما را يارى مىدهند . حيىّ در اين پيام ابن ابىّ طمع بست و پيامبر ( ص ) را پيام فرستاد كه : ما از سرزمين خود بيرون نمىشويم و تو هر چه خواهى بكن . پيامبر ( ص ) بانگ به تكبير برداشت و مسلمانان هم به تكبير او تكبير گفتند . و پيامبر ( ص ) فرمود : يهوديان ما را به جنگ مىخوانند . رسول خدا ( ص ) ابن ام مكتوم را به نيابت خود در مدينه بداشت و با ياران خود به سوى آنان رو آورد و نماز عصر را در منطقهء بنى نضير گزارد . رايت را على ( ع ) بر دوش داشت . يهوديان چون رسول خدا ( ص ) را ديدند ، به تير و سنگ مسلح شده بر فراز حصنها پناه گرفتند . و از جانب ديگر ، بنى قريظة از آنان كناره گرفته ياريشان نكردند و ابن ابىّ و همپيمانان غطفانى ايشان نيز آنان را واگذاشتند و بنى نضير از يارى آنان نوميد گرديدند . پيامبر ( ص ) آنان را در محاصره گرفته نخلهاشان را بريد . پيشنهاد دادند كه ما از شهر و سرزمين تو بيرون مىشويم . فرمود : امروز ديگر اين پيشنهاد را نمىپذيرم ، مىتوانيد از اين جا برويد و هر كس به ميزان يك شتروار ، با خود ببرد مگر آنكه اسلحه باشد . يهوديان پس از پانزده روز به اين شرط گردن نهاده فرود آمدند و پيامبر ( ص ) پانزده روز آنان را در ميانه گرفت ، و آنان خانههاى خود را به دست خويش ويران مىكردند . پس آن گاه آنان را از مدينه راندند ، و محمد بن مسلمة راندن ايشان را عهدهدار بود . آنان زنان و بچهها را بردند و بر ششصد شتر نشاندند و پيامبر ( ص ) فرمود : اينان ميان قوم خود مانند بنى مغيره در قريشند . پس بنى نضير خود را به خيبر رساندند و منافقان مدينه بر آنان سخت اندوه نمودند . پيامبر ( ص ) اموال و اسلحهء آنان را تصرف كرد ، اسلحهاى كه به دست رسول خدا افتاد پنجاه زره بود و پنجاه كلاهخود و سيصد و چهل شمشير . اموال بنى نضير مخصوص پيامبر ( ص ) بود كه آن را براى جنگلها و هزينههاى عمومى اندوخت و چنين نبود كه خمس كند يا براى كسى سهمى از آن بنهد ، مگر به برخى از اصحاب خود كه از مهاجران بودند چيزى پرداخت و در كار مردم گشايشى آورد . از جملهء مهاجران كه براى ما نام بردهاند ابو بكر صديق را چاه حجر و عمر بن خطّاب را چاه جرم و عبد الرّحمن بن عوف را سوالة و صهيب بن سنان را ضراطه و زبير بن عوّام و ابو سلمة بن عبد الاسد بويله و سهل بن حنيف و ابو دجانة را [ كه از انصار بودند ] مزرعهيى بخشيد كه آن را ابن خرشه